مدرنیسم بازیافتی - یک فلسفه دیزاین با رویکرد اکولوژیکی - دیزاین مترز

مدرنیسم بازیافتی – فلسفه دیزاین با رویکرد اکولوژیکی

اشتراک گذاری:

ساختمان‌ها باید زمان و دوره‌ای که متعلق به آن هستند را نشان داده و ساختمان‌های مدرن باید به روش‌هایی که امروزه طبق آن ساخته می‌شوند پایدار بمانند.

هر گاه که به مصالح ساختمانی قدیمی نگاه می‌کنم هیجان‌زده می‌شوم؛ قدمت، بافت و کیفیت مصالح متعلق به دهه‌های گذشته اغلب از مصالح امروزی بهتر هستند. سالیانه هزاران ساختمان تخریب شده و صدها هزار تن مصالحی که هنوز قابل استفاده هستند دور ریخته می‌شوند، این اتلاف گسترده‌‌ی منابع بسیار نا‌امید کننده است. اما خوشبختانه یک روند اقتصادی رو‌به‌رشد برای مصالح معماری بازیافتی در حال شکل‌ گیری است. نکته‌ی اصلی، پیدا کردن زمان کافی برای جستجو، انتخاب کردن و راهی مناسب برای جمع آوری و انباشته کردن این نوع مصالح است. البته یک تعادل مناسب باید بین این مصالح انتخابی از نظر قدمت و تاریخ ایجاد شود تا باعث به وجود آمدن کلیتی بی‌قاعده نشود. اینجاست که فلسفه مدرنیسم بازیافتی شکل می‌گیرد.

تعریف و فلسفه‌ی مدرنیسم بازیافتی

فلسفه‌ای است که در آن طراح به دنبال تلفیق و استفاده از میزان قابل توجهی مصالح بازیافتی و احیا شده در سازه‌های مدرن در قالب تزئینات و یا جایگزین مصالح جدیدی است؛ در غیر این صورت این مصالح  از بین رفته و پروژه در سبک معماری مدرن و با توجه به اصول سازه‌ای نوین طراحی می‌شود. با این حال، چه چیزی این فلسفه را مدرن می‌سازد؟ بیان صریح مصالح که با شفافیت در یک سازه‌ی مدرن و توسط تکنیک‌های ساختمانی مدرن استفاده می‌شوند. مصالح احیا شده چیست؟ هر مصالحی که قبلا در پروژه‌های ساختمانی یا کاربردهای مختلف دیگر مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

نمای خارجی شب - معماری - دیزاین مترز

در دیزاین مترز بخوانید: خانه‌ای ساخته شده از متریال‌های بازیافتی

هدف مدرنیسم بازیافتی قطعا این نیست که ظاهر یک بنا را قدیمی جلوه دهیم و یا از سبک‌های تاریخی تقلید کنیم، بلکه فرصتی ایجاد می‌کنیم تا مصالحی که استحقاق و شانس استفاده‌ی مجدد دارند را در قالب یک پیش زمینه‌ی مدرن رونمایی و ستایش کنیم. این عمل باعث می‌شود که بنا در عین حفظ اصالت خود، عاری از زمان گردد. بازنمایی تصنعی مصالح، برخلاف اصول این فلسفه است در حالی‌که جایگزین آن درک ساده‌ایست از زیبایی ذاتی مصالحی که قبلا دیده شده و جا افتاده‌اند.

یکی از پایه‌های اصلی این فلسفه، مجاورت کهنه و نو است که باعث ارتقای سطح یک پروژه‌ی جدید می‌گردد. استفاده از مصالح جدید در کنار این یادگارهای کهنه نباید باعث قدیمی و تصنعی جلوه دادن مصالح جدید باشد و یا سعی شود که ظاهری مشابه مصالح احیا شده ایجاد کنیم، به‌خصوص که روش تهیه و ساخت مصالح امروزی با روش ساخت این نوع مصالح قدیمی بسیار متفاوت‌اند.

هدف این نیست که با استفاده از مصالح، ظاهری قدیمی بسازیم، بلکه می‌خواهیم مصالح قدیمی را در ظاهری مدرن بگنجانیم. تفاوتی بزرگی بین این دو مساله وجود دارد.

دزدیدن، صدمه زدن و یا بی‌ارزش فرض کردن یک سازه‌ی تاریخی برای استخراج مصالح بازیافتی بر خلاف اصول مدرنیسم بازیافتی است، شایسته است که ساختمان‌های تاریخی به تمامیت به عنوان جزئی از میراث فرهنگی جامعه حفاظت و نگه‌داری شوند. بنابراین، مصالح بازیافتی باید به درستی پیدا شوند، مانند زمانی که زندگی یک ساختمان حقیقتا پایان یافته و یا هنگامی که مصالح به دلیل بازسازی یا تخریب یک بنا دور ریخته شده‌اند.

بسیار مهم است که به‌ کارگیری مجدد مصالح از بناها و یا منابعی در نزدیکی پروژه باشد، تا از مشکلات مربوط به حمل و نقل آن کاسته شود. وارد کردن این محصولات از نقاط مختلف جهان نابجا و باعث اتلاف منابع بوده و متناقض با اساس این پروژه که کاهش استفاده از منابع طبیعی با به کارگیری مجدد مصالح است، می‌باشد.

تاثیرات منفی ساختمان بر روی محیط زیست در نتیجه‌ی استفاده از مصالح بازیافتی محلی به جای مصالح جدید به طبعات کمتر است. پیدا کردن روشی که باعث کاربرد مصالح بازیافتی می‌شود که سالها، دهه‌ها و حتی قرن‌ها در ساختمان‌ها به کار گرفته شده‌اند، به مراتب بهتر از مصالح جدیدی است که باید از معادن استخراج و فرآوری شوند.

در فلسفه‌ی مدرنیسم بازیافتی به تلفیق تعداد کافی مصالح در بنا نیاز است تا بتوان از این عنوان برای طرح استفاده کرد، استفاده از این مصالح فقط برای تزئینات، پروژه را به یک پروژه‌ی مدرنیست بازیافتی تبدیل نمی‌کند.

به عقیده‌ی من مصالح احیا شده باید حضوری نمایان در اکثر فضاها و نماهای یک بنا داشته باشند تا بتوانند مشارکتی بامعنی برای کاهش آثار تخریبی محیط زیستی پروژه داشته باشند. هم‌چنین حس بی‌زمانی و یک داستان فرهنگی را برای کلیت پروژه به ارمغان بیاورند. اما چه میزان مصالح نیاز است تا به این اهداف برسیم؟ اگرچه این مساله همیشه قابل بحث است، اما مقدار مصالح احیا شده باید در طول پروژه متمایز و شاخص باشد.

HERON HALL

 
در زمان طراحی و ساخت خانه‌ی خودم می دانستم که باید اساس این فلسفه را مرور کرده و آن را یک مرحله به جلو ببرم. به مدت دو سال در جستجوی مصالح زیبا و تک بودم که با آنها طراحی کنم. در طول این مدت با موارد بسیاری برخوردم که حتی شامل مصالحی شگفت انگیز بود که سال‌ها پیش وارد شده و اکنون دور ریخته شده‌اند. نمونه‌هایی از مصالحی که در طراحی خانه به کار برده شده‌اند:

– شیشه‌ی منقوش متعلق به یک کلیسای دهه ۱۹۲۰ در سیاتل. این شیشه در اصل از اروپا وارد شده بود.

– درهایی بسیار زیبا و منبت کاری شده از افغانستان که یک دهه پیش در یک پروژه‌ی دیگر در سیاتل استفاده شده بود. این درها به عنوان درهای ورودی و در کمدها طراحی می‌شوند.

– سقفی به قدمت ۱۰۰ سال از جنس قلع که در سقف حمام دوباره به کار برده می‌شود.

– تعداد بسیار زیادی پنل‌های چوبی بازیافتی که دیوارهای داخلی خانه را پوشانده‌اند که شامل بازیافت چوب‌های کف از پروژه‌های مجاور است.

– استفاده‌ی مجدد از چراغ‌های سقفی و دیواری که با لامپ ال‌ای‌دی در این پروژه روشن می‌شوند.

این موارد در کنار سایر مصالح به کار گرفته شده در این بنا یک لیست طولانی را تشکیل می‌دهند که نشان دهنده‌ی کاهش قابل توجه اثرات منفی اکولوژیکی است که مربوط به مصالح ساختمانی می‌باشد.


مقاله‌ای از Jason F. McLennan
مدیرعامل موسسه International Living Future Institute در آمریکا و نویسنده پنج کتاب از جمله «Transformational Thought»

اشتراک گذاری:
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاه و نظر خود را برای ما بنویسید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *