چگونه براى زندگى خود برنامه ‌ريزى كنيم؟ حتى در شرايطى كه نمی‌شود برنامه ريزى كرد! - دیزاین مترز

چگونه براى زندگى خود برنامه ‌ریزى کنیم؟ حتى در شرایطى که نمی‌شود برنامه ریزى کرد!

اشتراک گذاری:

اکثر ما، براى داشتن آینده‌اى خوب، تلاش‌هاى زیادى کرده‌ایم؛ اما غالباً وضعیت شغلی‌مان آنگونه که انتظار داشتیم، پیش نمی‌رود. اگر از محل کار خود اخراج شده‌اید؛ یا به تازگی فارغ التحصیل شده‌ اما هنوز بیکار هستید، شما حتماً این مساله را حس کرده‌اید. اگر مدیرى باشید که در موقعیت کنونى خود احساس در جا زدن می‌کنید و دیگر امکان رشد ندارید؛ و یا اگر یکى از اعضاى هیات مدیره‌ی شرکتى هستید که در حال ورشکستگى است، قطعاً این شرایط، چیزى نیست که انتظارش را داشته‌اید!

بزرگترهای‌مان در گذشته به ما گفته بودند که می‌توان آینده را رقم زد، به شرط اینکه خوب درس بخوانیم و سخت تلاش کنیم. می‌توانیم شغل دلخواه‌مان را انتخاب کنیم و در محیطى هماهنگ با روحیات و خواسته‌های خود به زندگى شاد و موفقیت ایده آل دست بیابیم. اما ظاهراً آنگونه که قرار بود بشود، نشد! (حتى براى آن دسته از آدم‌هایى که شاد هستند.)

نمودار وضعیت شغلى ما خیلى به ندرت روى یک خط مستقیم حرکت می‌کند و در عین حال نگرانیم تا وضع موجود از این بدتر نشود. چرا شرایطى که در حال حاضر رخ می‌دهد، هیچ ارتباطى به تصورات ما در گذشته ندارد؟ پاسخ بسیار ساده است.

روش‌هایى که ما براى فکر کردن و اجرایى کردن تفکرات خود آموخته‌ایم، فقط هنگامى کارائى لازم را خواهند داشت که آینده قابل پیش‌بینى باشد، نه در دنیاى کنونى ما!

همه‌ی ما روش سنتى تعامل با آینده‌ی قابل پیش‌بینى را می‌دانیم:

١- شما یا والدین‌تان یا معلم‌ها یا رییس‌ها، وضعیت آینده را پیش‌بینى می‌کنید و اینکه چگونه می‌توانید زندگى موفقى در آن زمان داشته باشید.
٢- شروع به برنامه ریزی‌هاى مختلف، جهت دستیابى به موفقیت مورد‌نظر و انتخاب بهترین برنامه می‌کنید، که شما را در کوتاه‌ترین زمان و یا بهترین حالت ممکن به هدف‌تان برساند.
٣- آماده سازى منابع و ملزومات مورد نیاز براى رسیدن به هدف. نظیر تحصیلات، پول و …
۴- و در نهایت عملی کردن آن.

آموختن این مراحل، تأثیر بسیار زیادى بر روش تفکر ما و شرکت‌ها و سازمان‌ها گذاشته است (روشى که تقریباٍ براى همه‌ی مشکلات بکار گرفته می‌شود) و ما غالباً از این روش در مواجهه با همه چیز استفاده می‌کنیم.

البته روش هوشمندانه‌اى که فقط براى تعامل با آینده‌ی قابل پیش‌بینى کارایى دارد، در حالتى که آینده‌اى قابل پیش‌بینى وجود ندارد، چندان روش هوشمندانه‌ای نخواهد بود. درست مثل زمان حال که واقعیت محض، ناامیدى و ترسى نهان است که اکثر ما آن‌را احساس می‌کنیم. و برعکس آنچه قبلا می‌نمود، مسائل مربوط به برنامه ریزى یک موقعیت کارى خوب و مورد علاقه‌تان به راحتى قابل پیش‌بینى نیستند.

و در نهایت حس ترسناک ناشى از ناتوانى در برنامه ریزى و عدم دستیابى به مسیرى روشن براى رسیدن به کار مورد علاقه‌مان.
پس در دنیایى که دیگر امکانى براى برنامه ریزى جهت دستیابى به موفقیت وجود ندارد، چگونه می‌توان به روشى براى ایجاد حس دائمى امنیت و رسیدن به آرزوها دست یافت؟

به‌جاى فکر کردن یا رویاپردازى درباره‌ی شغل ایده‌آل و تلاش براى دستیابى به آن، با یک جهت گیرى مناسب بر اساس علاقه‌ی واقعی‌تان شروع کنید. به سمت نقطه‌اى حرکت کنید که احساس می‌کنید دوست دارید. سپس با استراتژى متناسب براى یافتن و آفرینش فرصت‌ها به آن شکل بدهید. به زبان ساده‌تر، شما به جستجو براى یافتن کار ایده‌آل پایان می‌دهید و آن‌را براى خود ایجاد می‌کنید. چه در درون یک مجموعه یا شرکت، و یا به‌ صورت فردى.

می‌پرسید چرا تغییر به این بزرگى؟ پاسخ ساده است.

اطمینان از اینکه کارایده‌آل در دنیاى بى‌ثبات ما کدام است، بسیار سخت خواهد بود. و تقریباً غیر قابل شناسایى است. به خصوص وقتى تلاش می‌‌کنید براى ۵ یا ١٠ سال آینده پیش‌بینى کنید. امکان تغییرات بسیار بزرگ در جهان در طول این زمان وجود دارد. اما چیزى که صددرصد از آن اطمینان داریم، علاقه، ارزش‌ها و اولویت‌هاى شماست. این که چه کسى هستید؟ به چه چیز اهمیت می‌دهید؟ آیا در صنایع خاصى کاربرد دارد؟ مدیریت نیروى انسانى دارد یا خیر؟ به مسافرت‌هاى طولانى و جابه‌جایى هر چند سال به عنوان بخشى از کار و به منظور دستیابى به نقطه نظرات متفاوت و مسئولیت‌ها و یا عوض کردن مسیر اولیه نیاز دارد؟ پاسخ به این پرسش‌ها شما را در جهت یابى صحیح یارى خواهد کرد.

علاوه بر این‌ها، خودتان چه چیزی در چنته دارید؟ استعدادها و توانایی‌هایتان، چه کسى را می‌شناسید؟ چه می‌دانید؟ و چگونه یک شروع موفق داشته باشید تا فعالیت‌های‌تان به‌طور پیوسته بر علاقه‌تان استوار باشد. بعضى از آن‌ها ممکن است شکل جستجوى کار به خود بگیرند، اما برخى دیگر به‌طور همزمان آغاز اتفاقى جدید توسط شما را به دنبال خواهند داشت. در هر صورت، حرکت و فعالیت‌هاى شما عرصه‌ی جدیدى را براى ظهور موقعیت‌هاى متفاوت ایجاد خواهند کرد. پس روند برنامه ریزى براى آینده‌تان هنگامی که شما نمی‌توانید برنامه ریزى کنید به این ترتیب است:

١- علاقه‌ی خود را مشخص کنید.
٢- اولین گام را به سوى آن بردارید.
٣- از تجربیاتى که در طول گام نخست به‌دست می‌آورید نهایت استفاده را ببرید.
۴- گام بعدى را بردارید.
۵- از گام قبلی درس بگیرید.

شما این مسیر حرکت، یادگیرى، ساخت، تکرار را آنقدر دنبال می‌کنید تا این‌که به کار دلخواه، یا به هدف خود برسید. به‌خاطر داشته باشید که این برنامه ریزى براى یک اشتغال نیست، بلکه قدم برداشتن در مسیرى به سوى آینده‌ی دلخواه‌تان است.

از کجا بدانیم که این روش به نتیجه خواهد رسید؟ زیرا همیشه نتیجه داده است. شما به‌هیچ‌وجه نمی‌خواهید چرخ را مجدد اختراع کنید. کافى است نگاهى به زندگى کارآفرینان موفق داشته باشیم. آن‌ها از مدل حرکت، یادگیرى، ساخت، تکرار براى آغاز تمام شرکت‌ها و موسسات خود استفاده کرده‌اند و این روش جهت‌یابى به‌سوى موفقیت از مسیرهاى ناشناخته ، براى همه موفقیت به ارمغان خواهد آورد، نه فقط برای کارآفرینان.


پاول براون

اشتراک گذاری:
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاه و نظر خود را برای ما بنویسید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *